پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
232
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
باور مىكرد كه اگيسيلاوس كاريا را براى جنگ با او خواهد برگزيد . چرا كه آنجا سرزمين ناهمواريست و براى تاخت سوارگان كه در ميان يونانيان كمتر بودند سازگار نمىباشد و اين بود كه با سپاه روانه آنجا گرديد . ولى سپس چون دانست كه اگيسيلاوس بدانسان كه گفته بود لشكر به سوى سارديس كشيد اين بود با شتاب از دنبال او روانه گرديد و در سايه چابكى سوارگان خود به زودى به يونانيان رسيده آن دستهاى را كه از دنبال لشكر افتاده به تاراج و ويرانى مىپرداختند دريافته كشتار نمود . اگيسيلاوس دريافت كه سوارگان دشمن از پيادگان جلوتر افتاده است ولى خود او همه سپاه را از پياده و سواره در يك جا داشت اين بود با شتاب بازگشته و آماده جنگ گرديد و پيادگان سبك ابزار را كه سپر در دست مىگرفتند با سوارگان به هم درآميخته و به آنان دستور داد كه با شتاب روانه گرديده جنگ را آغاز كنند و خود او همراه دستههاى سنگين ابزار از پشت سر روانه گرديد . اين نقشه او نتيجه درستى داد كه ايرانيان شكست يافته روى گردانيدند و يونانيان از دنبال ايشان تاخته بر لشكرگاه آنان دست يافتند و بسيارى از آنان را بكشتند . نتيجه اين فيروزى بسيار گرانبها بود زيرا گذشته از آنكه يونانيان آزاد گرديده به گرد آوردن آذوقه و به تاراج و غارت شهرها و آباديها پرداختند خود تيسافرنيس هم ستمهايى را كه به يونان كرده و خود را به دشمنى آنان شهره ساخته بود اين زمان سزاى نيكى يافت . زيرا پادشاه ايران تيثرايوستس « 1 » را فرستاد كه سر او را از تنش جدا كند . سپس خود او اگيسيلاوس از در دوستى درآمده قصد آن كرد كه او را به بازگشت خرسند گرداند و نمايندگان نزد او فرستاد كه پول گزافى پيشنهاد كنند . اگيسيلاوس پاسخ گفت كه اختيار صلح در دست لاكيدومنيان است نه در دست او . درباره پول نيز بيشتر اختيار در دست سپاهيان مىباشد . زيرا يونانيان هميشه مىخواهند كه جنگ كرده خود را با مالهاى تاراجى توانگر گردانند نه با پول رشوه كه از دشمن دريابند و جنگ رها كنند . ولى بههرحال او آرزومند احترام تيثرايوستس مىباشد . زيرا او به دشمن يونان كه تيسافرنيس باشد سزاى دادگرانه داده است و به نام اين احترام مىتواند لشكرگاه خود را تا فروگياپس ببرد .
--> ( 1 ) . Tithraustes حاكم آسياى كوچك كه به جاى تيسافرنيس آمده بود .